|
با نام خدا با سپاس از عالین که اعترافات شب یلدا رو پاس داد به من ۱.من اعتراف می کنم که معصومم و هیچ گناه و اشتباهی مرتکب نشدم. ۲.متولد شب یلدا هستم ولی بابام شناسناممو ۳ ماه زود گرفت.یعنی ۳۰ شهریور ۳.اعتراف می کنم که اصلا املای فارسیم خوب نیست و یک بار که کلاس ۳ ابتدایی بودم فامیلیم رو غلط نوشتم و ۱۹ شدم. ۴.اعتراف می کنم که از بچه گی آرزوی داشتن یک دوست خوب داشتم و همیشه به اینکه دیگران با هم دوست صمیمی بودند حسودیم می شد. ۵.اعتراف می کنم که اگر زبان به اعتراف بگشایم زندگیم تباه می شود. اعتراف بزرگ
اعتراف می کنم که غیر از اعتراف ۲و۳ همه ی اعترافام دروغ بود و شما رو سر کار گذاشتم. در پایان من که هیچوقت فوتبالیست خوبی نبودم.این توپ رو نتونستم کاریش کنم.پس بهتره پاس بدم به دوستانم: ۱.فاضل شیرزادفر (تلخ شیرین زندگی) ۲.علی دایی آقای گل لیگ ۳.علی اکبر استاد اسدی ۴.برانکو ایوانکویچ که اعترافات زیادی داره
سلام به همه ی دوستان عزیزی که این مدت دوریم را تحمل کردند با یک غزل بروزم و در خدمت شما. تتتتتتتتتتتتتتااااللابثبته دوباره قلب زلیخا هوای یوسف کرد غروب بود،زنی زیر پل توقف کرد کمی گذشت که طعمه به دام زن افتاد بدون وقفه دل مرد را تصرف کرد و مرد قدرت یوسف شدن نداشت عزیز که زن تمام تنش را به او تعارف کرد یواش از همه ی حجم مرد بالا رفت و مرد هر چه عطش داشت روی او پف کرد غروب بود،هوا گرگ و میش شد،تب داشت و برٌه های خودش را یکی یکی تف کرد
چقدر غیبت زن شد،چقدر شعر بدی نگو دوباره نوشتند زن تخلٌف کرد که روزنامه ی صبح دو روز بعد نوشت :شب گذشته زنی زیر پل تصادف کرد .
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 18:19  توسط محمد سلطانی
|
|